Friday, April 29, 2016

تحریک بازار مسکن با وام بانکی زوجین؟

سیر وام مسکن در تنها 4-5 ماه گذشته:

ابتدا اعلام شد زوج های تازه ازدواج کرده و خانه اولی - هر نفر در تهران 80، شهرهای بزرگ 60 و سایر 40
بعد اعلام شد یکی از زوجین خانه اولی باشد کفایت می کند
سپس اعلام شد دوره بازپرداخت را افزایش داده اند تا مبلغ هر قسط کم شود
نهایتا اعلام شد زوجین می توانند خانه اولی نباشند و قصد تبدیل به احسن آپارتمان خود را داشته باشند (همین امروز، روزنامه دنیای اقتصاد)

تمام این تغییرات در 4 ماه؟ در حالیکه حدود بیست سال بوده که وام مسکن چندان تغییری نکرده بوده است.
چرا؟؟

چون قطعا این تسهیلات نمی توانستند منجر به تحریک بازار بشوند. اگر خاطرتان باشه اوایل زمستان هم در این باره نوشتم:

زوجی که 200 میلیون تومان در تهران پول پس انداز کرده باشد (اولین دشواری همین فرض است که در شرایط فعلی زوجی بی خانه و پشتوانه مالی احتمالا ضعیف توانسته باشد 200 میلیون تومان پس انداز کرده باشد)، با 160 میلیون وام می تواند خانه ای حدودا 90 متری در منطقه ای مناسب در تهران خرید کند. نکته اینکه بازپرداخت این وام می شود حدودا ماهیانه 2 میلیون تومان. (با فرض 15 ساله بودن و 14% نرخ بهره) این مبلغ برای خانواده ای که چنین خانه ای را در شان خود ببیند سنگین است. یعنی باید زوجینی را پیدا کنید که بیش از 3 میلیون تومان در ماه درآمد دارند و خانه ندارند.

حالا پرده آخر. یعنی قبول تبدیل به احسن کردن خانه موجود. اینجا سخن صادقانه تر شد. این وام نه برای حمایت زوجین بی خانه، بلکه برای تحریک بازار مسکن ارایه شده است. حالا هرکسی می تواند خانه ای یک میلیارد تومانی را فروخته و خانه ای دیگر بخرد، کمی پس انداز داشته و 160 میلیون تومانی هم از بانک بگیرد!

از نظر من مشکل اینجا این است که شما تقاضا را تحریک نکرده اید، بلکه هم عرضه هم تقاضا همزمان تحریک شده اند. بازار خانه هایی که از سه چهار سال پیش نوساز مانده و کلید نخورده اند، با سودای تبدیل به احسن شدن برای مالکان آنها، عرضه بیشتری پیدا می کند و نفسی تازه برای سازندگان نخواهد بود. یعنی شما در پایان این طرح شاهد افزایش درخواست مجوز ساخت بیشتری نخواهید بود.

نکته آخر:
شما باید مبلغ حداقل 40 میلیون تومان برای دریافت هر 80 میلیون تومان را یکسال در بانک سپرده کنید (فریز بدون سود) که خود این معادل 7-8 میلیون تومان ضرر است.
وام به شما بعد از دو دوره شش ماهه امکان تعلق دارد. کسی ایا می داند یکسال بعد همین روز، قیمت های مسکن به چه صورت است؟
من عرض می کنم: حداقل 10 درصد افزایش به علت حداقل نرخ تورم

شرایط پرداخت اقساط وام 80 میلیونی از زبان آقای میر محمد صادقی:

میرمحمد صادقی همچنین با اشاره به سود 14 درصدی تعلق گرفته به وام‌های دریافتی از صندوق پس‌انداز مسکن، گفت: حداکثر زمان بازپرداخت این تسهیلات 12 سال است که البته متقاضی می‌تواند در مدت کوتاه‌تری آن را برگرداند.

وی ادامه داد:‌ با درنظر گرفتن سود 14 درصد و دوره زمانی 12 ساله، قسط پرداختی برای وام 80 میلیونی در هر ماه حدود یک میلیون و 150 هزار تومان، برای وام 60 میلیونی حدود 860 هزار تومان و برای وام 40 میلیونی نیز نزدیک به 580 هزار تومان خواهد بود.

مدیرکل اعتبارات بانک مرکزی در برابر این پرسش که آیا اقساط تعیین شده برای دریافت تسهیلات 80 میلیونی برای زوج‌ها سنگین نیست؟ پاسخ داد: به هر حال این وام برای گروه‌های زیر متوسط و متوسط می‌تواند ایده‌آل باشد و به نظر نمی‌رسد که حجم قسط‌ها سنگین باشد.

یعنی ماهیانه 2.3 میلیون تومان برای 160 میلیون تومان
برای خانه ای به قیمت 240 میلیون تومان (یا بالاتر)
قطعا سنگین است جناب میرمحمد صادقی

این وام ها راهگشا نخواهند بود. قطعا تدبیری دیگر نیاز است.
ادامه مطلب

Monday, April 11, 2016

میلتون فریدمن؛ معمار بازارهای آزاد آمریکا و کاپیتالیسم

من اصلا علاقه ای به اینکه بگویم میلتون فریدمن مبدع و مبتکر کاپیتالیسم بوده ندارم، ولی در نقش تعیین کننده دو نفر در معماری بازارهای آزاد و رهایی کسب و کارهای آمریکایی از چنگال انحصارطلب دولت آمریکا (چه دولت فدرال چه دولت مرکزی) هیچ تردیدی وجود ندارد:

اول میلتون فریدمن و دوم آلن گرین اسپن

درباره میلتون فریدمن قبلا هم مطلبی نوشته بودم، درزمان فوت ایشان.

چند جمله تاثیرگذار و مهم که بنیان اعتقاد میلتون فریدمن به بازارهای آزاد بر اساس آنهاست را اینجا ذکر می کنم
(ترجمه مستقیم خودم از سایت brainyquotes)

بزرگترین دلیل زیرساختی مخالفت ها با بازارهای ازاد، عدم اعتقاد واقعی به خود آزادیست.

اگر دولت را مسئول اداره صحرا کنید، بعد از 5 سال با کمبود ماسه مواجه خواهید بود
(کسانی که با این نظر مخالفند توجهی بکنند به وضعیت آب در ایران به علت برداشت های غلط از ابهای زیرزمینی و مدیریت ناصحیح رودخانه ها و سد سازی های بی رویه در ایران در چهار دهه گذشته و نتیجه اش بحران کم آبی)

هیچ چیز موقتی تر از یک برنامه دائمی دولتی نیست

دولت ها هرگز نمی آموزند. این مردم هستند که احتمال آموختن دارند.

جهنمی ترسناک تر از یک دولت بوروکرات وجود ندارد.

بسیاری از مردم آرزو دارند دولت مصرف کنندگان را حمایت و محافظت کند، در حالیکه مساله اساسی تر محافظت مردم و مصرف کننده از شر دولت است!

راه حل های دولتی برای یک مشکل معمولا به بدی خود مشکل هستند

چیزی به نام "ناهار مجانی" وجود ندارد

کاپیتالیسم یک مولفه لازم برای دموکراسی و آزادی است، ولی یک مولفه کافی نیست.

اقتصاد آزاد، اقتصاد دولتی یا راه حل ترکیبی؟
صد البته من به عنوان کسی که با مطالعه آثار میلیتون فریدمن و بررسی آثار برنامه های مدافع بازار آزاد در پیشرفت اقتصاد آمریکا، موافقم، با تمام نظریات و تئوری های آنها موافق نیستم. کم کردن قدرت دخالت دولت ها در اداره اقتصاد از طریق مجلس و نهادهای نظارتی دیگر بر دولت بسیار مفید است ولی هیچ نسخه ای برای تمام بیماران یکسان پاسخ نمی دهد.
ادامه مطلب

Monday, February 22, 2016

بیکاری در ایران و جهان و رابطه آن با توزیع ثروت

این پست نتیجه توضیحاتی بوده که در یک جمع درباره بیکاری و ضریب جینی و محاسبه داشتم.

تعریف بیکاری:
در ایران: کسی که در یک هفته ی گذشته یک ساعت کار کرده باشد و یا کار خود را به صورت موقت (مدت نامحدود حتی) ترک کرده باشد شاغل محسوب می شود
در هند: کسی که عمده سال گذشته (منتهی به امروز) را به صورت روانی و فیزیکی توانمند بوده ولی کاری با حداقل حقوق تعریف شده نداشته است
در آمریکا: کسی که چهار هفته گذشته پیوسته به دنبال کار و شغل گشته و پیدا نکرده است
در اروپا: ; کسی که بین 15 تا 74 سال سن دارد، جهار هفته گذشته کار ثابتی نداشته و آماده است در عرض دو هفته آینده شاغل شود

یه نگاهی به آمار اقتصادی بهمن ماه از دید مرکز آمار ایران بندازید
دولت آقای روحانی کماکان در مهار تورم نقطه به نقطه و همینطور ماهانه موفق بوده
نرخ رشد اقتصادی ما با نفت و بی نفت تفاوت چندانی ندارد و هر دو هم به نسبت کشوری در حال توسعه بسیار کم است. البته این اختلاف کم خبر از کاهش وابستگی اقتصاد ما به نفت (البته آن هم بیشتر به علت تحریم ها + کاهش شدید قیمت نفت) دارد
ضریب جینی ما 36%... راستش باورش برای من سخته! به نظر من اختلاف طبقاتی در ایران بدتر شده. توزیع ثروت اصلا عادلانه نیست.
نرخ بیکاری 10.7 درصد... خوب با تعریفی که ایران از بیکاری دارد (طبق تعاریف مرکز آمار ایران، یک ساعت کار در طول هفته گذشته فرد را از آمار بیکاری خارج می نماید)

حالا اینجا یک تعارض پیش میاد:

علت توانایی دولت در کنترل و مهار تورم سیاست های شدید انقباضی بود که این سیاست ها در نرخ رشد اقتصادی و بیکاری تاثیر معکوس و منفی دارند

این چالش اقتصادی آقای روحانی است که فکر می کنم خیلی امید دارند با کمک مجلسی همراه خودشان، بتونند با کمترین ترکش های اقتصادی اونو به سرانجام برسونن

یعنی احتمالا بعد از پیروزی نسبی یا قاطع اصلاح طلبها در انتخابات، شاهد کاهش نرخ بهره و سود سپرده ها خواهیم بود
شاهد رونق بازار های مرتبط با مسکن
ادامه رونق بورس
افزایش قیمت دلار و افزایش تورم
کاهش بیکاری
ورود سرمایه گذاران خارجی
برخی سریع و برخی در بازه زمانی دو ساله

ضریب جینی:
ببینید این ضریب کلا محاسبه پیچیده ای نداره، ولی مشکل از تعاریفی هست که دولت ها ارایه میدن
مثلا ببینید، شما می تونید شاخص جینی رو از دو سطح درآمد بالا و پایین جامعه محاسبه کنید. یک منحنی لورنز با چهار نقطه به صورت نسبتا دقیقی تهیه میشه. ولی ببینید: حداقل درآمد در ایران حدود دویست دلار هست، و تعریف بیکاری ممکن ه کسی که ماه گذشته کلاده دلار درآمد داشته را بیکار تلقی نمی کند! (چون مثلا سه ساعت کار در سه هفته گذشته کرده است)
سقف درآمدی که دولت در نظر می گیرد هم فکر کنم حدود 4 میلیون تومان است، در حالیکه چند شغلگی و دریافتی های مدیریتی و زیر میزی و اینها واقعیت های غیرقابل انکاری است.
نتیجه اینکه منحنی لورنزی که بانک مرکزی و مرکز آمار برای ایران می کشند خیلی smooth تر و مهربان تر از واقعیت خواهد بود.

نتیجه نهاییش اینه که الان با این عددی که در ایران اعلام شده، ایران از آمریکا توزیع ثروت مناسب تری داره! و همسطح ایرلند و ایتالیاست!
واقعیت اینه که به نظر من ایران هم سطح کشوری مثل برزیل هست (فکر کنم 55)
این رو نه از آمار، بلکه نهایتا از ظاهر جامعه و مشاهده عرض می کنم... یعنی حرفم اصلا علمی نیست. چون اعتمادی به آمار ارایه شده ندارم


ادامه مطلب

Wednesday, February 17, 2016

ارتباط سود سپرده های بانکی با نرخ تورم و رکود بازارهای سرمایه و کار ایران

یک منطق ساده در اقتصاد می گوید نرخ سودی که بانک ها به سپرده های مردم (که سطحی ترین نوع سرمایه گذاری باید باشد در یک جامعه پویا) باید از نرخ تورم آن جامعه کمتر باشد. به معنی دیگر، گذاشتن پول در بانک باید آخرین راه سرمایه گذاری و سپرده سازی پول نقد شما باشد. شما پولی را در بانک می گذارید که بلد نیستید با آن کار دیگری بکنید و در واقع از بانک می خواهید آنرا سرمایه گذاری نموده و یا به صورت وام در اختیار کسانی که توان و جرات سرمایه گذاری دارند وام بدهد.
ولی چرا سود سپرده بانک های ایرانی را نمی توان کمتر از نرخ تورم کرد؟!
"خطر عدم توان بازپرداخت سپرده های مردم"
این علت بالا ماندن نرخ سود بانکی است
بانک ها عمده پول خود رو سرمایه کرده اند در ملک (که راکد است) و پروژه های دولتی (که خوشبینانه ش دیر بازده است) و زیر ساخت (که بسیار دیربازده اند) و بدترین حالت: پول بانک ها در معوقه های بانکی عده محدودی انباشته و بلوکه شده است.

سود 18% برای سپرده هنوز بالاست
تازه مطمئنا بانکها راههای قبلی را برای سودهای 24-26 درصدی رو حفظ خواهند کرد
بازی "اول مرغ یا تخم مرغ" بازار مسکن رو قفل کرده است. اگر مردم پول نداشته باشند که خرید کنند بازار راکد می ماند، اگر نرخ سود ناگهان کم شود و مردم به بانک ها هجوم ببرند برای جایگزین کردن سرمایه شان در ملک، بانکها پول نخواهند داشت که بدهند.

رکود اقتصادی کنونی در ایران حاصل ترکیب سه دسته رکودِ اقتصادِ کلانی، رکودِ ساختاری و رکودِ نهادی است.

«رکود اقتصاد کلانی» رکودی است که ناشی از وجود دشواری و تنگنا در متغیرهای اقتصاد کلان است. مثلا وقتی اقتصاد به علت کمبود نقدینگی، بالا بودن نرخ سود بانکی، بالا بودن نرخ ارز، فقدا تقاضای موثر برای کالاهای تولیدی و نظایر این‌ها وارد رکود می‌شود،‌ از نوع رکود اقتصاد کلانی است.

رکود ساختاری ناشی از ناهماهنگی و عدم توازن ساختارهای اقتصادی است. مثلا وقتی چند برابر نیاز کشور در برخی صنایع سرمایه گذاری کرده و ظرفیت تولیدی ایجاد کرده ایم، اصولا تقاضایی برای محصولات آن صنایع وجود ندارد که آنان بتوانند با ظرفیت کامل تولید کنند. 

رکود نهادی، ریشه در عوامل غیر اقتصادی دارد. در واقع رکود نهادی رکودی است که نظام حقوقی و اداری به اقتصاد تحمیل می‌کند. در کشور ما نهادها، قوانین و فرایندهایی وجود دارند که اقتصاد ایران را ناتوان و سرمایه‌های آن را زمین گیر کرده اند. مثلا وقتی نظام قضایی کشور با ناکارآمدی روبه روست، و فرایند رسیدگی قضایی بسیار طولانی می‌شود بخش بزرگی از سرمایه های مردم که در نزاع ها و اختلاف ها به قوه قضاییه ارجاع می‌شود در عمل تا اتمام فرایند رسیدگی قضایی، بلوکه و از چرخه اقتصاد خارج شده است.

ادامه مطلب

Monday, January 25, 2016

قیمت مسکن باید گران شود یا نه؟ رونق بازار مسکن به سود کیست؟

الان فرصت کردم مطلب امروز دنیای اقتصاد درباره مسکن بخوانم (5 بهمن 1394). گفته شده که معاملات مسکن رشد 30 درصدی داشته و این در مرحله پیش رونق هستیم و غیره

 روزنامه دنیای اقتصاد در یکسال گذشته به صورت مداوم در مورد مسکن مطلب نوشته و روح تمام مطالب هم یکسان و به این شکل است که بازار مسکن در حال حرکت به سمت رونق هست، ولی قیمت ها ثابت بوده (و حتی کاهش پیدا کرده اند) و این روند در سال 95 نیز ادامه خواهد داشت.
همه منتظر رونق بازار مسکن هستند. ولی کسی نمی پرسد بعد از رونق آن،
برنده چه قشری خواهند بود؟ مصرف کننده یا سوداگر؟

می توانم بفهمم چرا این روزنامه دم از رونق بازار مسکن می زند (که نه تاییدش می کنم و نه تکذیب!) آنها به خوبی می دانند معتبرترین نشریه اقتصادی ایران هستند و مسکن با تحریک روانی می تواند به تحرک در آمده و معاملاتی چند انجام شود. ولی قطعا دست اندرکاران این روزنامه وزین بهتر از بنده می دانند که گره بازار مسکن در ایران در حال حاضر جایی اساسی تر مخفی شده است: عدم وجود نقدینگی در دست مردم و بهره بانکی بالا
مردم ایران هرگز اعتقاد خود را به نقش سرمایه ای مسکن و ملک از دست نداده و شاید تا دهه ها نیز از دست ندهند. جایگزین سرمایه ای مسکن زمانی می تواند در ایران سر بر بیاورد که حداقل سیستم خرید اعتباری مانند کشورهای غربی کاملا راه اندازی شده و هر کسی که صاحب شغلیست احساس امنیت کند که با هر درآمد ماهیانه ای، می تواند خانه ای در خور شان اجتماعیش داشته باشد.
هنوز در ایران همه هم و غم پدر و مادر جوانان، تامین مسکن آنهاست. برای ازدواج هنوز مسکن بزرگترین مزیت و نبودش بزرگترین معضل است. هنوز اجاره بها بزرگترین بخش درآمد جوانان و خانواده ها را می بلعد.
پس نیازی نیست مردم را نسبت به تقاضا تحریک کرد. تقاضا وجود دارد، به اندازه طبیعی و واقعیش. آنچه که از بین رفته تقاضای سوداگرایانه و سفته بازان است. تقاضایی که جای خالیش را می توانید در حساب های میلیاردی سرمایه داران در بانک هایی که بهره های خوبی به سپرده ها می دهند جستجو کرد.

بگذارید یک مثال دیگر بزنم: بازار اتوموبیل
راکد شد. راکد ماند. در این اثنا کمپین تحریم خودروی صفر راه اندازی شد. واقعیت این بود که مردمی که توانایی خرید یک پراید 20 میلیون تومانی را نداشتند به این کمپین جواب مثبت دادند. همان مردم به محض اینکه وام 60 درصدی را دیدند، تقاضایشان را بالفعل کردند. تقاضا وجود داشت، نقدینگی نبود! 

سال 85 و 86 مسکن رونقی داشت که در مدت کوتاهی قیمت ها چند برابر شد
به عقیده من سیستم بانکی ما به شدت از پول انباشته شده در حسابها فاسد و تنبل شده است. خطر بزرگ این است که سود بانکی را کم نکنیم و کل جامعه از این وضعیت مسموم شود و باور به سرمایه گذاری در صنعت و غیره کلا نابود شود. و همینطور خطر دیگر این است که بهره ها را ناگهان کم کنیم و پول های سرگردان دوباره سر از سفته بازی مسکن در بیاورند. نتیجه این خواهد بود که مجددا خانه با افزایش قیمت چند صد درصدی (مانند بازه زمانی 86-85) مواجه می شود و طبقه فقیر و ضعیف فاصله شان با حداقل های زندگی بیشتر می شود.

مهم ترین کاری که باید برای اقتصاد ایران شود این است که ساختار ذهنی مردم را نسبت به سرمایه گذاری صحیح تغییر داد. با زیرساخت های قانونی بهتر، امنیت سرمایه گذاری در بنگاه های کوچک را بالاتر برد و بازار سرمایه (بورس) را شفاف تر و اعتماد  مردم را به آنها بالا برد.
و از همه بدیهی تر و مهم تر این است که باید اشتغال و تولید و توزیع ثروت به یک اندازه مورد توجه قرار بگیرند. زمانی که مردم ثروت مند تر شوند، و همزمان نسبت به آینده اقتصاد کشور اطمینان بیشتری پیدا کنند، ریسک بالاتری را حاضر به تحمل می شوند. در این حالت سرمایه ها به جای بازار ارز و مسکن سفته گونه، به سمت اشتغال بیشتر و راه اندازی کسب و کار های متنوع و خلاقانه روانه می شود.
ادامه مطلب

Monday, December 28, 2015

با پول نقدم چه کار کنم؟!

چند بار در طول روز این سوال را می شنوید:
من 300 میلیون پول نقد دارم، به نظرت باهاش چه کار کنم؟
خانه بخرم؟ (سرمایه گذاری در مسکن)
دلار بخرم؟ (سرمایه گذاری در ارز)
پولمو بذارم بانک و سود بگیرم؟ (سپرده گذاری در بانک)
سهام بخرم؟ (بازار سرمایه)
...

البته کمتر پیش می آید کسی بپرسد آیا به نظرت یک واحد تولیدی بزنم! یا یک رستوران تاسیس کنم یا یک شرکت تجارتی... چرا که کسی که چنین برنامه هایی برای پولش دارد هرگز سوالش این نیست که با پولم چه کنم.

نکته این است که مثال های آخر بهترین راه های سرمایه گذاری هستند. هم برای شخص و هم برای اقتصاد کشور
این نوع سرمایه گذاری ها پول را وارد چرخه سالم اقتصاد می کنند، تورم را کاهش می دهند، سرانه درآمد ملی را افزایش می دهند، اشتغال ایجاد می کنند و به تولید و توزیع ثروت کمک می کنند.

ولی به هر حال سوال خیلی ها هنوز همین است: با پول نقدم چه بکنم؟

باز هم تاکید می کنم، به عقیده من در بازار کنونی، بهترین کار راه اندازی کسب و کاری است که احساس می کنید در آن مزیت نسبی، هوش ذاتی و تجربه کافی دارید. به خصوص که کشور به زودی از چنگ تحریم های اقتصادی خلاص خواهد شد (امید به خدا) و فرصت های فراوانی پیش روی کسب و کار های ایرانی قرار خواهد گرفت.

ولی به فرض اینکه پولی دارید که هیچ کاری جز سپرده گذاری نمی خواهید با آن بکنید، و پول شما حدود چند صد میلیون تومان است، من پیشنهاد خودم را عرض می کنم:

مسکن بخرید
البته این هم شرط و شروطی دارد! بازار مسکن در حال حاضر در رکود شدیدی به سر می برد، نزدیک سه سال است در این رکود است، تقریبا همه تحلیل گران اقتصادی هم عقیده اند که یکی دو سالی دیگر هم در این رکود خواهد ماند.
پس امروز اگر کسی می خواهد خانه بخرد، حتما باید بتواند مورد مناسب (اصطلاحا اکازیون) با قیمت و شرایط خوب پیدا کند.
پس باید با فراغ بال و مطالعه فراوان خرید کنید. پولتان را فعلا در حساب های روزشما سپرده کنید و به دنبال مورد مناسبی در محله ای که می شناسید و به وضع و حال معیشت و بازار آن آشنا هستید باشید (البته باید محله ای متناسب با پولتان هم باشد)
برای اینکه به این نتیجه برسیم که خانه بخریم، بهتر است به گزارش امروز بانک مرکزی درباره وضع مسکن و بازار ملک تهران در پاییز 1394 نگاهی کنیم:
روابط عمومی بانک مرکزی اعلام کرد در آذرماه ۱۳۹۴ تعداد معاملات آپارتمان‌های مسکونی شهر تهران به ۱۲۶۳۸ واحد مسکونی رسید که نسبت به ماه قبل ۴.۸ درصد افزایش و نسبت به ماه مشابه سال قبل ۲.۸ درصد کاهش نشان می‌دهد.
همچنین در آذرماه متوسط قیمت خرید و فروش یک متر مربع زیربنای واحد مسکونی معامله شده از طریق بنگاه‌های معاملات ملکی شهر تهران ۳۸.۸ میلیون ریال بود که نسبت به ماه قبل با ۰.۶ درصد افزایش و نسبت به ماه مشابه سال قبل با ۱.۲ درصد کاهش همراه بوده است.

اگر نرخ تورم را در سال جاری15% محاسبه کنیم، حداقل امسال 15% تورم انباشته شده در بازار مسکن خواهیم داشت. تورم سال گذشته هم به این رقم اضافه می شود (منهای رشد ناچیز قیمت ها در سال گذشته که فکر نمی کنم به 5% هم رسیده باشد در بهترین محاسبات)
وقتی خانه را خریدید، اگر صاحب خانه بوده اید، آنرا اجاره می دهید (حدود 4 الی 5% ارزش آن را سالیانه اجاره می گیرید) و اگر خانه نداشته اید، از شر اجاره مشابهی خلاص می شوید
اگر سال آینده قیمت ها رشد کند یا حداقل رونقی در خرید و فروش ایجاد شود، شما 15% انباشت تورمی حداقل چیزی است که نصیبتان می شود. و کیست که نداند اگر قیمت ها در تهران بخواهد برود بالا، چگونه خواهد بود...

اگر پارسال از من می پرسیدید با پول نقدم چه بکنم، کما اینکه بسیاری پرسیدند و جواب من را شنیدند و حتی در مطلبی در همین وبلاگ با عنوان قیمت مسکن و بازارهای ارز و بورس حدود نوروز امسال اشاره کردم، می گفتم مسکن نخرید! ولی امروز شاید این شرایط متفاوت شده باشد. چراکه بازار مناسب حال خریدار است، امکان کاهش نرخ بهره سپرده ها بسیار است و تورم انباشته شده بازار مسکن هم به حدود30 الی 40 درصد رسیده است.




ادامه مطلب
 
بازنشر و نقل مطالب این وبلاگ با ذکر نام من و یا نشانی اینترنتی این وبلاگ مجاز، اخلاقی و حرفه ایست. در صورت نیاز با من تماس حاصل بفرمایید