Monday, January 25, 2016

قیمت مسکن باید گران شود یا نه؟ رونق بازار مسکن به سود کیست؟

الان فرصت کردم مطلب امروز دنیای اقتصاد درباره مسکن بخوانم (5 بهمن 1394). گفته شده که معاملات مسکن رشد 30 درصدی داشته و این در مرحله پیش رونق هستیم و غیره

 روزنامه دنیای اقتصاد در یکسال گذشته به صورت مداوم در مورد مسکن مطلب نوشته و روح تمام مطالب هم یکسان و به این شکل است که بازار مسکن در حال حرکت به سمت رونق هست، ولی قیمت ها ثابت بوده (و حتی کاهش پیدا کرده اند) و این روند در سال 95 نیز ادامه خواهد داشت.
همه منتظر رونق بازار مسکن هستند. ولی کسی نمی پرسد بعد از رونق آن،
برنده چه قشری خواهند بود؟ مصرف کننده یا سوداگر؟

می توانم بفهمم چرا این روزنامه دم از رونق بازار مسکن می زند (که نه تاییدش می کنم و نه تکذیب!) آنها به خوبی می دانند معتبرترین نشریه اقتصادی ایران هستند و مسکن با تحریک روانی می تواند به تحرک در آمده و معاملاتی چند انجام شود. ولی قطعا دست اندرکاران این روزنامه وزین بهتر از بنده می دانند که گره بازار مسکن در ایران در حال حاضر جایی اساسی تر مخفی شده است: عدم وجود نقدینگی در دست مردم و بهره بانکی بالا
مردم ایران هرگز اعتقاد خود را به نقش سرمایه ای مسکن و ملک از دست نداده و شاید تا دهه ها نیز از دست ندهند. جایگزین سرمایه ای مسکن زمانی می تواند در ایران سر بر بیاورد که حداقل سیستم خرید اعتباری مانند کشورهای غربی کاملا راه اندازی شده و هر کسی که صاحب شغلیست احساس امنیت کند که با هر درآمد ماهیانه ای، می تواند خانه ای در خور شان اجتماعیش داشته باشد.
هنوز در ایران همه هم و غم پدر و مادر جوانان، تامین مسکن آنهاست. برای ازدواج هنوز مسکن بزرگترین مزیت و نبودش بزرگترین معضل است. هنوز اجاره بها بزرگترین بخش درآمد جوانان و خانواده ها را می بلعد.
پس نیازی نیست مردم را نسبت به تقاضا تحریک کرد. تقاضا وجود دارد، به اندازه طبیعی و واقعیش. آنچه که از بین رفته تقاضای سوداگرایانه و سفته بازان است. تقاضایی که جای خالیش را می توانید در حساب های میلیاردی سرمایه داران در بانک هایی که بهره های خوبی به سپرده ها می دهند جستجو کرد.

بگذارید یک مثال دیگر بزنم: بازار اتوموبیل
راکد شد. راکد ماند. در این اثنا کمپین تحریم خودروی صفر راه اندازی شد. واقعیت این بود که مردمی که توانایی خرید یک پراید 20 میلیون تومانی را نداشتند به این کمپین جواب مثبت دادند. همان مردم به محض اینکه وام 60 درصدی را دیدند، تقاضایشان را بالفعل کردند. تقاضا وجود داشت، نقدینگی نبود! 

سال 85 و 86 مسکن رونقی داشت که در مدت کوتاهی قیمت ها چند برابر شد
به عقیده من سیستم بانکی ما به شدت از پول انباشته شده در حسابها فاسد و تنبل شده است. خطر بزرگ این است که سود بانکی را کم نکنیم و کل جامعه از این وضعیت مسموم شود و باور به سرمایه گذاری در صنعت و غیره کلا نابود شود. و همینطور خطر دیگر این است که بهره ها را ناگهان کم کنیم و پول های سرگردان دوباره سر از سفته بازی مسکن در بیاورند. نتیجه این خواهد بود که مجددا خانه با افزایش قیمت چند صد درصدی (مانند بازه زمانی 86-85) مواجه می شود و طبقه فقیر و ضعیف فاصله شان با حداقل های زندگی بیشتر می شود.

مهم ترین کاری که باید برای اقتصاد ایران شود این است که ساختار ذهنی مردم را نسبت به سرمایه گذاری صحیح تغییر داد. با زیرساخت های قانونی بهتر، امنیت سرمایه گذاری در بنگاه های کوچک را بالاتر برد و بازار سرمایه (بورس) را شفاف تر و اعتماد  مردم را به آنها بالا برد.
و از همه بدیهی تر و مهم تر این است که باید اشتغال و تولید و توزیع ثروت به یک اندازه مورد توجه قرار بگیرند. زمانی که مردم ثروت مند تر شوند، و همزمان نسبت به آینده اقتصاد کشور اطمینان بیشتری پیدا کنند، ریسک بالاتری را حاضر به تحمل می شوند. در این حالت سرمایه ها به جای بازار ارز و مسکن سفته گونه، به سمت اشتغال بیشتر و راه اندازی کسب و کار های متنوع و خلاقانه روانه می شود.
ادامه مطلب

Monday, December 28, 2015

با پول نقدم چه کار کنم؟!

چند بار در طول روز این سوال را می شنوید:
من 300 میلیون پول نقد دارم، به نظرت باهاش چه کار کنم؟
خانه بخرم؟ (سرمایه گذاری در مسکن)
دلار بخرم؟ (سرمایه گذاری در ارز)
پولمو بذارم بانک و سود بگیرم؟ (سپرده گذاری در بانک)
سهام بخرم؟ (بازار سرمایه)
...

البته کمتر پیش می آید کسی بپرسد آیا به نظرت یک واحد تولیدی بزنم! یا یک رستوران تاسیس کنم یا یک شرکت تجارتی... چرا که کسی که چنین برنامه هایی برای پولش دارد هرگز سوالش این نیست که با پولم چه کنم.

نکته این است که مثال های آخر بهترین راه های سرمایه گذاری هستند. هم برای شخص و هم برای اقتصاد کشور
این نوع سرمایه گذاری ها پول را وارد چرخه سالم اقتصاد می کنند، تورم را کاهش می دهند، سرانه درآمد ملی را افزایش می دهند، اشتغال ایجاد می کنند و به تولید و توزیع ثروت کمک می کنند.

ولی به هر حال سوال خیلی ها هنوز همین است: با پول نقدم چه بکنم؟

باز هم تاکید می کنم، به عقیده من در بازار کنونی، بهترین کار راه اندازی کسب و کاری است که احساس می کنید در آن مزیت نسبی، هوش ذاتی و تجربه کافی دارید. به خصوص که کشور به زودی از چنگ تحریم های اقتصادی خلاص خواهد شد (امید به خدا) و فرصت های فراوانی پیش روی کسب و کار های ایرانی قرار خواهد گرفت.

ولی به فرض اینکه پولی دارید که هیچ کاری جز سپرده گذاری نمی خواهید با آن بکنید، و پول شما حدود چند صد میلیون تومان است، من پیشنهاد خودم را عرض می کنم:

مسکن بخرید
البته این هم شرط و شروطی دارد! بازار مسکن در حال حاضر در رکود شدیدی به سر می برد، نزدیک سه سال است در این رکود است، تقریبا همه تحلیل گران اقتصادی هم عقیده اند که یکی دو سالی دیگر هم در این رکود خواهد ماند.
پس امروز اگر کسی می خواهد خانه بخرد، حتما باید بتواند مورد مناسب (اصطلاحا اکازیون) با قیمت و شرایط خوب پیدا کند.
پس باید با فراغ بال و مطالعه فراوان خرید کنید. پولتان را فعلا در حساب های روزشما سپرده کنید و به دنبال مورد مناسبی در محله ای که می شناسید و به وضع و حال معیشت و بازار آن آشنا هستید باشید (البته باید محله ای متناسب با پولتان هم باشد)
برای اینکه به این نتیجه برسیم که خانه بخریم، بهتر است به گزارش امروز بانک مرکزی درباره وضع مسکن و بازار ملک تهران در پاییز 1394 نگاهی کنیم:
روابط عمومی بانک مرکزی اعلام کرد در آذرماه ۱۳۹۴ تعداد معاملات آپارتمان‌های مسکونی شهر تهران به ۱۲۶۳۸ واحد مسکونی رسید که نسبت به ماه قبل ۴.۸ درصد افزایش و نسبت به ماه مشابه سال قبل ۲.۸ درصد کاهش نشان می‌دهد.
همچنین در آذرماه متوسط قیمت خرید و فروش یک متر مربع زیربنای واحد مسکونی معامله شده از طریق بنگاه‌های معاملات ملکی شهر تهران ۳۸.۸ میلیون ریال بود که نسبت به ماه قبل با ۰.۶ درصد افزایش و نسبت به ماه مشابه سال قبل با ۱.۲ درصد کاهش همراه بوده است.

اگر نرخ تورم را در سال جاری15% محاسبه کنیم، حداقل امسال 15% تورم انباشته شده در بازار مسکن خواهیم داشت. تورم سال گذشته هم به این رقم اضافه می شود (منهای رشد ناچیز قیمت ها در سال گذشته که فکر نمی کنم به 5% هم رسیده باشد در بهترین محاسبات)
وقتی خانه را خریدید، اگر صاحب خانه بوده اید، آنرا اجاره می دهید (حدود 4 الی 5% ارزش آن را سالیانه اجاره می گیرید) و اگر خانه نداشته اید، از شر اجاره مشابهی خلاص می شوید
اگر سال آینده قیمت ها رشد کند یا حداقل رونقی در خرید و فروش ایجاد شود، شما 15% انباشت تورمی حداقل چیزی است که نصیبتان می شود. و کیست که نداند اگر قیمت ها در تهران بخواهد برود بالا، چگونه خواهد بود...

اگر پارسال از من می پرسیدید با پول نقدم چه بکنم، کما اینکه بسیاری پرسیدند و جواب من را شنیدند و حتی در مطلبی در همین وبلاگ با عنوان قیمت مسکن و بازارهای ارز و بورس حدود نوروز امسال اشاره کردم، می گفتم مسکن نخرید! ولی امروز شاید این شرایط متفاوت شده باشد. چراکه بازار مناسب حال خریدار است، امکان کاهش نرخ بهره سپرده ها بسیار است و تورم انباشته شده بازار مسکن هم به حدود30 الی 40 درصد رسیده است.




ادامه مطلب

Tuesday, November 3, 2015

رکود عمیق اقتصاد ایران و سه راهکار واقعی خروج از آن

اقتصاد ایران در رکود عمیقی است. بخش عمده ای از این رکود شاید یک سونامی از زلزله ای باشد که سال ها پیش در جهان شروع شد و هنوز هم بزرگترین اقتصاد های جهان دچارش هستند. ممکن است اقتصاد ایران مانند جزیره ای در اثر تحریم ها و انزوای سیاسی و اقتصادی جهان بوده باشد، ولی قطعا یک سیستم کاملا ایزوله نبوده و متاثر از اقتصاد جهان می باشد.
مشکلات اقتصادی چین و مشکلات سیاسی و نظامی اخیر روسیه به عنوان دو شریک مهم تجاری ایران در دوران تحریم هم می توانند عوامل دیگری باشند که این رکود را عمیق تر کرده است.
ولی راهکار خروج چیست؟
دولت آقای روحانی یک بسته خروج از رکود ارایه کردند که به نظر بنده بیشتر پر از شعار و جملات پرطمطراقی بود که درنهایت کمکی به اقتصاد نخواهد کرد.
بازار ایران دچار سفته بازی سنگین در تمام جهات است. بازار ما حتی اتفاقات سیاسی را نیز مانند سفته خرید و فروش می کند.  در این شرایط یکی از معدود تصمیماتی که به درست گرفته بود، بالا نگاه داشتن نرخ بهره بانک ها بود که خود موجب رکود انقباضی فعلی شده است. (اگر این تصمیم گرفته نشده بود، سفته بازی در بازار ارز یا بازارهای جایگزین و نهایتا خروج ارز از کشور به مقصد کشورهای دارای ارز با ثبات تر نتیجه ای فاجعه بارتر می بود)
ولی اکنون دیگر زمان نرخ بهره بالا هم به سر آمده و دولت خود را ناچار می بیند که با تورم 15 درصدی، نرخ سود بانکها را حداکثر به 17 یا 18 درصد برساند. به نظر من حتی عدد 17 هم هنوز آنقدر بالا هست که هشتاد درصد پولهای سپرده شده فعلی را در بانکها نگاه داشته و جذابیتی در سرمایه گذاری های دیگر ایجاد ننماید.
پس چه باید کرد؟
اول - صادرات
دولت باید برای شرکت های صادر کننده چه محصولات نفتی و چه غیر نفتی تسهیلات بیشتری ایجاد کند. پول و منفعت صادرات به تولید ثروت در کشور کمک می کند و این توهم که این کار در زمان کوتاه امکان ناپذیرسا کشنده ترین تفکری بوده که چهار دهه ست گریبان مارا گرفته است.
توسعه صادرات به سرعت امکان پذیر است. منافع اصلی در دراز مدت به سراغ ما خواهند آمد، ولی در زمانی کمتر از یکسال هم روند صحیح حمایت از صادرات تاثیر محسوسی بر زندگی مردم خواهد داشت.

دوم- گردشگری خارجی
حماقت را کنار بگذاریم! توریسم، محل درآمدی بسیار بزرگتر از نفت است! کشورهای فراوانی در دنیا تمام درآمد و زندگیشان وابسته به توریسم است. مثلا کشوری مانند قبرس، فقط به واسطه سواحل تمیز و آفتاب خوب، درآمدی دارد که سرانه ی آن در کشورش بیش از سه برابر سرانه درآمد نفت در کشور ماست! حال آنکه ما آفتاب داریم، دریا داریم، ساحل داریم که هیچ... جاذبه های سایر کشورهای توریستی دنیا را هم داریم.
دیاگرام تاثیر توریسم بر اقتصاد آمریکا
مساله حجاب را برای توریست خارجی حل کنیم. چرا ما نباید مانند اعراب و کشورهایی نظیر اندونزی و مالزی و ترکیه که آنها هم مسلمان هستند برای مبارزه با فقر مردم کشورمان از امکاناتمان استفاده ببریم؟
یک نکته در گردشگری خارجی در مقابل گردشگری داخلیست که نباید فراموش شود. گردشگری داخلی خوب است و به توزیع عادلانه ثروت کمک می کند، ولی گردشگری خارجی مفیدتر و مثمر در تولید ثروت است.

سوم - ارز گران ولی با ثبات
دلار ارزان به هیچ عنوان برای کشور ما خوب نیست! کشوری که در دوعامل بالا ضعف دارد، یعنی بیشتر وارد کننده و ارسال کننده توریست است، دلار و یوروی ارزان برای اقتصادش سم است.
این تفکر را از مردم دور کنید که دلار گران شود برای ما بد است. ولی دلاری که هر روز یک قیمت است هم برای ما بد است. بهتر است ارزهای خارجی گران ولی با ثبات باشند.


ادامه مطلب

Tuesday, April 28, 2015

نرخ بهره و تاثیر کاهش آن بر اقتصاد مردم (قیمت مسکن و بازارهای ارز و بورس)

دیروز عصر بانک مرکزی تهران جلسه تعیین نرخ بهره بانکی و تسهیلات (وام) رو برگزار کرد و نتایج به شرح زیر شد:
نرخ بهره سپرده یک ساله 20 درصد
تسهیلات عقود مبادله ای 21 درصد
تسهیلات بانکی 24 درصد
این اعداد با گذشته بین یک تا سه درصد در موارد مختلف تفاوت دارند و عملا می توان گفت از این جلسه اتفاق و پس لرزه ای در بازارهای مسکن، بورس و سایر مراکز جذب سرمایه رخ نخواهد داد. ولی در این جلسه دو اتفاق مهم افتاد: اول اینکه بنا شد نرخ ها فوق در دوره های زمانی سه ماهه بازبینی گردند و دوم اینکه تقابلی رخ داد میان بانک ها که خواهان حفظ سرمایه مردم نزد خود هستند و فعالان بازارهایی که معتقدند این پول می تواند رونقی برای بازارشان داشته باشد.

من قصد دارم برخی از مقاصد احتمالی پول های مردم را در صورتی که از حساب های بانکی بیرون بروند را بررسی کنم:

بازار بورس
تالار حافظ، قلب بورس تهران
با توجه به اینکه این بازار نیازمند دانش بیشتری نسبت به بازارهای جایگزین در ادامه بررسی می گردند می باشد و از طرفی ریسک آن بالا بوده و عدم اطمینان به این نهاد مالی نیز در سال های اخیر بیشتر شده است، بعید می دانم مقصد پول هایی از جنس آنچه اکنون در حساب های مردم است با کاهش سود بانکی، بازار بورس باشد.
توجه بفرمایید نوع افرادی که عمده این پول هارا در اختیار دارند و اکنون ترجیح به دریافت سود بانکی داشته اند، دارای میانگین سنی نسبتا بالا و ریسک پذیری پایین تر است. از طرفی EPS بهترین سهام های بازار بورس تهران در حال حاضر حدود 25% است که فقط چند درصدی از سود تضمینی بانکی بالاتر است.
* EPS نرخ سوددهی نسبت به هر سهم خریداری شده و به عبارتی سود سرمایه شما به درصد نسبت به ارزش امروز سهم

بازار سکه و ارز
در دو ماه گذشته بازار سکه و ارز ثبات داشته است. چشم انداز توافقات هسته ای و ثبات سیاسی ایران در مقایسه با ده سال گذشته نیز مزید بر علت است که تب و تاب این بازار کمی خوابیده باشد. اما دو عامل می تواند مانع از فرض ما باشد:
اول اتفاقات ناگهانی و انفجاری منطقه ای مانند دامنه دار شدن اختلافات ایران و عربستان و ورود این دو کشور به مراحل جدیدی از درگیری منطقه ای که می تواند بازار ارز و طلا را به شدت متاثر نماید. و دوم شکست خوردن مذاکرات (هرچند شخصا احتمالش را ضعیف می دانم) از تاثیر نظارت و کنترل دولت در ممنوع نمودن معاملات فردایی و مقابله با سودجویی سفته بازان بازار ارز نیز نباید غافل شد که تاثیر بسیاری در آرامش قیمت ارز داشته است.
نتیجه کلی اینکه این بازار پتانسیل جذب پول سپرده های بانکی را دارد، ولی در شرایط حاضر برنده این رقابت به نظر نمی رسد باشد.

بازار مسکن
بازار مسکن که از سال 1391 تا کنون در رکود است، خود به سه بخش تقسیم می گردد: بازار زمین و مستغلات، بازار خانه های ساخته شده و چندسال ساخت و بازار آتی (پیش فروش و یا جواز ساخت) به عقیده من این سه بخش به همین ترتیب می توانند جذابیت ورود داشته باشند. یعنی اول زمین (که البته سرمایه های بزرگتر را جذب می نماید) دوم ساختمان های ساخته شده و سوم صنعت ساخت و ساز
پس کاهش ناگهانی سود سپرده  های بانکی می توانست به صورت عمده بخش دوم این بازار را تحت تاثیر قرار دهد. درست است که بخش بزرگی از سرمایه سازندگان در حال حاضر در همان بخش دوم بلوکه شده است و با تاخیری زمانی این رونق منجر به رونق بخش ساخت و ساز و صدور مجوز نیز می گردد، ولی بدیهی است این هجوم سرمایه برنده اصلی اش دلالان و بنگاه داران می بودند.
آتی ساز، نمادی از انبوه سازان دیرینه تهران
به نظر می رسد به همین دلیل دو تصمیم در بانک مرکزی گرفته شده است: اول عدم تغییر ناگهانی سود سپرده و دوم تصمیم بر بررسی نرخ سود به صورت دوره های سه ماهه.

پیش بینی شخص من این است که تا پایان امسال در مراحلی تدریجی سود بانکی به 18 درصد رسیده و انتظار می رود بازار مسکن در سال 1395 شاهد روزهای بهتری باشد. البته گران شدن مسکن پیامد بد و تورم زایی است که همیشه گریبان مصرف کننده های ضعیف تر را می گیرد که گفته میشود درتهران دوره انتظار برخی از آنها برای صاحب خانه شدن 90 سال است!

ادامه مطلب

Sunday, April 5, 2015

ثبت ایده و اختراع در حوزه سایت های اینترنتی

سلام و سال نو مبارک
دوستی در ایمیل از من سوالی پرسیدند در ارتباط با ثبت اختراع و ایده کسب و کار در زمینه راه اندازی یک سایت تجاری، که تصور می کنم ممکن است برای دیگران هم جالب باشد. ضمن اینکه نظرات شما بزرگواران هم برای من بسیار جالب و مهم است:

سلام و خسته نباشید

یه سوال خدمتتون داشتم درباره یک ایده جدید در دنیای تجارت الکترونیک 
من در حال طراحی یک وب سایت تجاری با یک ایده جدید هستم که در نوع خودش منحصربفرده و نمونش را تا حالا ندیدم. 

برای ثبت ایده ای که دارم میتونم تو یه کشور دیگه مثل کانادا از طریق یکی از بستگان مقیم اونجا برای ثبت بین المللی اقدام کنم؟ درحالی که من مقیم کانادا نیستم. 
به عنوان آخرین سوال میخواستم بگم مورد من یک ایده جدیده و اختراع نیست .  یا بهتربگم یک وبسایت تجاری با ارائه خدمات جدیده و مشابه این وب سایت وجود نداره . 

ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

پاسخ بنده به سوال این بزرگوار:

سلام
مطمئنا شما نمی تونید ایده رو در کانادا ثبت کنید. مگر به اسم اقوامتون که ساکن و مقیم کانادا هستند اقدام کنید. در ایران امکان ثبت اختراع و ایده به صورت بین المللی وجود دارد.
صادقانه عرض کنم به عنوان کسی که سالهاست در زمینه IT در ایران فعال بوده ام سخت می تونم تصور کنم ایده ای داشته باشید که 100% بکر باشه و نیاز به ثبت به عنوان نخستین و اولین و غیره داشته باشید. تصور من این است که بزرگترین سایت ها و کسب و کارهایی که هم اکنون در اینترنت می بینید، نظیر یاهو و علی بابا و فیس بوک و گوگل و غیره، همگی چندمین تلاش از نوع خود بوده اند که به دلیل پشت کار موسسان، نوآوری و خلاقیت (نه اختراع) در جزییات و نحوه ارایه به بازار موفق ترین های حوزه خود تا کنون یا در بازه ای از زمان گشته اند. کلا هم پیشوندهای اولین و بزرگترین و غیره به کسی کمکی برای پیشبرد ایده اش نکرده است.

نتیجتا اگر به جای شما باشم، بیشتر از اینکه به دنبال ثبت ایده و اختراع به منظور جلوگیری از انتشار و کپی کردنش توسط دیگران باشم، به دنبال اجرای هر چه سریع ترش به بهترین شکل ممکن و مطالعه بازخوردهای مشتریانم و تصحیح ایرادات می روم.

مطمئنم بزرگترین سرمایه شما اشتیاقتون به ایده و اعتقادتون به توانایی هاتون هست.

ممنون می شوم اگر نظرات خودتون رو به ایمیل بنده ارسال کنید: emad at irxp.com


ادامه مطلب

Saturday, November 29, 2014

قیمت دلار + مذاکرات اتمی + قیمت جهانی نفت = سرگیجه زندگی پردغدغه ما ایرانی ها

معادله تلخیست. معادله ای که دلیلش معامله ایست که ما ایرانی ها، از صد سال پیش زمانی که طلای سیاه را کشف کردیم با خودمان کردیم. معامله ساده لوحانه ای بود: ما نفت داریم، می فروشیم و اموراتمان را می گذرانیم.
از صد سال پیش تا امروز تغییراتی کرده ایم. آن زمان پول نفت اندک بود و بیشتر می رفت در جیب انگلیس ها (قرارداد دارسی) و مابقی هم در خدمت اوامر ملوکانه ی شاهان قاجار، و اکنون احتمالا سهم بیشتری به اداره حکومت و یارانه ی مردم. تفاوت در یک نفر یا میلیون ها نفر است، شباهت در اینکه نفت دارد خرج هزینه های زندگی مردم می شود.
و این اسفناک است. این همان است که بعد از تحلیل های اقتصادی نامش را می گذارند بیماری هلندی: وابستگی اقتصاد یک جامعه به یک منبع درآمد نشات گرفته از منابع طبیعی و توجه بیش از حد به درآمدهای ارزی ناشی از فروش این منابع.

نروژ هم نفت دارد، چرا بیماری هلندی نمی گیرد؟
دلیل آن ساده است. مردم نروژ سبک زندگیشان و میزان هزینه هایشان از زمان دستیابی به منابع نفت دریای شمال تا کنون هیچ تغییری نکرده است. در حالی که اغلب کشورهای نفت‌خیز دنیا درآمدهای حاصل از فروش نفت خام خود را صرف هزینه‌های جاری می‌کنند، نروژ مشغول پس‌انداز کردن پول حاصل از فروش نفت خام و گاز در یک صندوق مستقل است. نروژی ها به دولت خود اعتماد کرده اند و از این اعتماد هم راضی به نظر می رسند.

حالا اقتصاد ما سالهاست دچار بیماری هلندی است، دچار تحریم های بین المللی هم هستیم، مذاکرات اتمی هم یکی پس از دیگری تمدید می شوند و خبری از توافقی جامع نیست، چه بر سر اقتصاد ما خواهد آمد؟

پیش بینی قیمت دلار
قیمت دلار بی تردید دیگر به سطوح گذشته بازنخواهد گشت. با دلار 3200 تومانی خداحافظی کنید. دلار تا پایان امسال در کانال 3300 تا 3500 نوسان خواهد کرد و سال آینده هم دلار 3500 تومانی کاملا طبیعی به نظر می رسد. چراکه دولت در بودجه ای که با نفت 74 دلاری بسته است نرخ رسمی را 10% افزایش داده است، نتیجتا در بهترین حالات با فرض عدم سقوط بیشتر قیمت نفت، دلار سال آینده از دلار 3250 تومانی میانگین امسال، ده درصدی گران تر خواهد بود.
این به شرط تمام اتفاقات خوب است. مانند یک توافق جامع در تابستان 1394 و شروع تعلیق و حذف تحریم ها.

پیش بینی قیمت نفت
قیمت جهانی نفت تا 66 دلار سقوط کرده است. این رکوردی برای 4 سال گذشته محسوب می شود. دلایل پنجگانه ای برای این سقوط داشته ایم:
  1. تولید روزانه 4 میلیون بشکه ای آمریکا و کاهش 50 درصدی خرید از اپک
  2. بازگشت لیبی به تولید کنندگان نفت
  3. عدم توافق اپک برای کاهش تولید
  4. آینده نه چندان روشن اقتصاد اروپا
  5. بازگشت غول های اقتصادی آسیا به رکود
تصور من این است که این روند کاهش قیمت نفت تا بشکه ای 60 دلار هم می تواند ادامه داشته باشد، ولی کم کم تولید کنندگانی که استخراج نفتشان هزینه زیادی دارد (مانند همان نروژ و آمریکا) از گردونه خارج می شوند، قدرت ایران با بهتر شدن روابط بین المللی اش تحکیم شده و نفوذ سابقش بر اپک را باز می یابد و یک نکته مهم: احتمالا جمهوریخواهان ریاست آمریکا را به عهده خواهند گرفت! اگر رییس جمهور بعدی آمریکا جمهوریخواه باشد، شک نکنید نفت به بالای 80 دلار باز می گردد.

پیش بینی اقتصاد ایران - واردات
متاسفانه... ما همیشه وارد کننده ایم. تنها اتفاقی که افتاده است، دلار گران، کالاهای بنجل چینی را جایگزین کالاهای مرغوب تر (حتی از همان چین) کرده است. اگر درآمد مردم افزایش نیابد، کماکان بازار ایران در جولان کالاهای بی کیفیت چینی و هندی خواهد بود.

صادرات
صادرات محصولات نفتی و پتروشیمی بعد از یک دوره ثبات در قیمت ارز رونق خواهد یافت. (اگر به صادرات محصولات نفتی علاقه مندید به این گروه سری بزنید و در آن عضو شوید) حلقه ای که گم شده است و همه ما در آرزوی یافته شدنش هستیم، صادرات غیرنفتی است. صنایع، توریسم خارجی و خدمات. ایران سال هاست که صادرکننده بهترین نیروی کار متخصص است. اگر به جای آن تخصص را صادر کنیم و خدمات تخصصی، درآمد سرانه کشور می تواند 20 درصد جهش داشته باشد.
توضیح: سالانه از ایران حدود 150 هزار متخصص خارج می شوند، اگر درآمد متوسط خدمات تولید شده توسط این نیروی کار را حدود سالانه 200 میلیون تومان درنظر بگیریم که بسیار پایین است، کل این رقم خواهد شد سالانه حدود 10 میلیارد دلار که با در نظر گرفتن 50% سود برای شرکت های خدماتی، می شود بیست درصد کل بودجه کشور. البته این ها عدد و رقم هستند و هرگز همه اتفاقات خوب با هم نمی افتند. ولی منظور بیان ظرفیت هاست.

پیش بینی بازار مسکن
همانطور که قبلا در ابتدای سال مطلبی درباره بازار مسکن نوشته بودم، بازهم معتقدم تا پایان امسال اتفاقی در بازار رکودی مسکن نخواهد افتاد. سال آینده نیز ابتدا در سایه ابهام توافقات احتمالی قرار خواهد گرفت و حتی در صورت توافق ببینیم چه اتفاقی می افتد:
مشکل بازار مسکن امروز، نبود نقدینگی و اعتماد در میان مردم است. اگر هر دو مشکل حل بشود، بازار از رکود خارج شده و قیمت ها نیز افزایش می یابند.
اعتماد به بازار، بعد از توافق می تواند افزایش یابد، ولی نقدینگی به تورم بستگی دارد. تا زمانی که دلار روند افزایشی دارد، سبد خانوار ایرانی هم گرانتر به دستش می رسد، هزینه های جانبی زندگی نیز هر روز افزایش می یابد، درآمدهای مردم صرف زندگی می شود نه پس انداز. پس نقدینگی صرفا با حصول توافقات هستگی بهبود نمی یابد. مگر موجب افزایش درآمد سرانه مردم و توزیع عادلانه ثروت شود. تا آن روز، مسکن نهایتا همگام با تورم گران خواهد شد.

به امید ایرانی بهتر و آبادتر، و مردمانی شادتر و امیدوارتر

ادامه مطلب
 
بازنشر و نقل مطالب این وبلاگ با ذکر نام من و یا نشانی اینترنتی این وبلاگ مجاز، اخلاقی و حرفه ایست. در صورت نیاز با من تماس حاصل بفرمایید