Monday, August 29, 2016

مدل اقتصادی درست برای ایران، انگلستان، یونان و کره

در برابر برگزیت (جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا) مردم انگلستان چند دسته شدند:

  • برخی رای به رفتن دادند و شاد شدند 
  • برخی رای به رفتن دادند و شرمسار شدند
  • برخی رای به ماندن دادند و ... ناامید شدند 
 ما در ایران نظاره می کردیم و اظهار نظرهای افراد غیر متخصص را از تاکسی و بقالی، تا صدا و سیما و همین الان این وبلاگ! را شاهد بودیم. ولی من حرفی کاملا منطقی و کارشناسی دارم!

اصلا داستان موفق بودن، رابطه ای با ماندن یا ترک یک اتحادیه نیست. حتی اگر آن، اتحادیه اروپا باشد.
ببینید:
یونان درحال حاضر تا خرخره تو اتحادیه اروپاست.  با تمام قوانین مالی و بیشترین حمایتهای اتحادیه از خودش و امروز هیچ کس آرزو ندارد جای یونان باشد


کره جنوبی... در دورترین نقطه جهان نسبت به اروپاست، و بیشترین صادرات رو به آلمان دارد! آلمانی ها هیوندای و کیا سوار می شوند و سامسونگ در جیب هایشان دارند.
مساله اتحادیه و عضویت در آن نیست. مساله مزیت رقابتی و چالاکی در کسب و کار است.

کسب و کارهای چالاک agile business
کسب و کار اجایل یا چالاک، کسب و کاریست که سرعت پاسخ به شرایط خارجی و اتفاقات غیرمنتظره در آن بالاست. وقتی شما وابسته به یک اتحادیه هستید، بوروکراسی بالاتر و چالاکی پایین تر است. کره جنوبی یکی از چالاک ترین کشورها در رویه های تجاری و صنعتی است.
در ایران طرح بنگاه های زود بازده، نام پرطمطراق و زیبایی داشت که خیلی زود دچار فساد و انحراف شد متاسفانه. عده ای وامها را گرفتند و به بازار مسکن تزریق کردند، عده ای هم که دکمه را پیدا کرده بودند می خواستند کت بدوزند، به علل فنی و علمی ورشکسته شدند.

استارت آپ های جمع و جور و خلاق lean startups
 تولید بیشترین ارزش افزوده و خلاقیت حداکثری، با حداقل امکانات و منابع مالی، هدف و تعریف لین استارت آپ هاست. جاییکه شما تنها با یک سرویس ساده بر روی اینترنت، با منطقی تعاملی و با پاسخ دادن به یکی از هزاران نیاز مردم، به میدان می آیید؛ مطمئن باشید سرمایه ها برای شما سر و دست خواهند شکست. فقط کافیست اولین پاسخ های مثبت را از مشتریان بگیرید.
  سخن آخر من بر این است که بخش مهمی از مدل توسعه اقتصادی مناسب برای ایران، باید مستقل از تمام مسایل سیاسی و اقتصادی جهان، که برخی اصل و برخی حاشیه هستند، مبتنی بر توجه و حمایت شرکت های دارای خلاقیت با حجم کوچک باشد. طرح بنگاه های زودبازده طرح خوبی بود که بد اجرا شد. شاید Venture Capital ها و مراکز شتاب دهنده راه حل های بهتری برای موفقیت این دسته از شرکت ها باشند تا صندوق های حمایت دولتی.
مدل توسعه اقتصادی کره جنوبی برای این بخش از بدنه اقتصاد ما بسیار مناسب به نظر می رسد.
ادامه مطلب

Saturday, June 18, 2016

خلاقیت، اقتصاد و تولید ثروت در جوامع

منحنی زیر را اکونومیست منتشر کرده است (همین امروز 29 خرداد 1395)

شاخص خلاقیت جهانی

تفسیر منحنی فوق:
محور عمودی امتیاز خلاقیت در سطح بین المللی
محور افقی سرانه تولید خالص ملی

جلو بودن روی محور افقی (طول) ربطی به خلاقیت نداشته و ثروتمند بودن کشور رو نشان می دهد
ولی عرض نقطه، شاخص خلاقیت و نوآوری رو نشان میدهد

رنگ آبی نشاندهنده خلاقیت کارآمد و قرمز ناکارآمد

تفسیر نمودار:
مردم کشوری مانند مالاوی (در شرق آفریقا و همسایه تانزانیا) با وجود فقر شدید از ایرانی ها مبتکرترند!

تفسیر بنده:
نفت نبود، ما خیلی بدبخت بودیم!
البته مگر اینکه این همه نوابغمان از ایران مهاجرت نمی کردند

مهاجرت صاحبان دانش و سرمایه و خلاقیت و ماندگار شدن نسل دوم و سوم آنها در خارج از ایران که بسیار هم دور از انتظار است شاهد بازگشتشان به ایران باشیم، مهاجرت دانش آموختگان دانشگاه های خوب کشور که با سرمایه ملی این کشور تحصیل کرده اند و جذب بازارهای اروپا و آمریکا و استرالیا شده اند، همه دلایل این پدیده هستند.

آیا می توان گفت با افزایش درآمد سرانه میزان خلاقیت افزایش پیدا میکند؟
خیر. مثالی که زدم، هند و ایران، و البته مثال های فراوان دیگری در نمودار، موید نقیض چنین گزاره ایست.

ولی می توانیم بگوییم کشورهایی که ابتکار بالاتری دارند؛ ثروتمندترند و ثروتمندتر خواهند شد. در واقع جای علت و معلول به این شکل است.

و مطمئن باشید در آینده این نمودار همگن تر به سمت اثبات این قضیه خواد رفت. یعنی فاصله ی ما با کشورهای توسعه یافته نه تنها کاهش پیدا نخئاهد کرد، بلکه بیشتر خواهد شد.

راه حل:
  1. جلوگیری از افزایش مهاجرت نخبگان
  2. حمایت از ایده های کارآفرینانه مانند استارت آپ ها و طرح های صنعتی خلاقانه
  3. حضور موثرتر در زمینه جذب سرمایه و پروژه های بین المللی
این سه راه حل نیازمند برطرف کردن اختلافات ایدئولوژیکی و ثبات رفتار سیاسی ما در برابر دنیا هستند
ادامه مطلب

Friday, April 29, 2016

تحریک بازار مسکن با وام بانکی زوجین؟

سیر وام مسکن در تنها 4-5 ماه گذشته:

ابتدا اعلام شد زوج های تازه ازدواج کرده و خانه اولی - هر نفر در تهران 80، شهرهای بزرگ 60 و سایر 40
بعد اعلام شد یکی از زوجین خانه اولی باشد کفایت می کند
سپس اعلام شد دوره بازپرداخت را افزایش داده اند تا مبلغ هر قسط کم شود
نهایتا اعلام شد زوجین می توانند خانه اولی نباشند و قصد تبدیل به احسن آپارتمان خود را داشته باشند (همین امروز، روزنامه دنیای اقتصاد)

تمام این تغییرات در 4 ماه؟ در حالیکه حدود بیست سال بوده که وام مسکن چندان تغییری نکرده بوده است.
چرا؟؟

چون قطعا این تسهیلات نمی توانستند منجر به تحریک بازار بشوند. اگر خاطرتان باشه اوایل زمستان هم در این باره نوشتم:

زوجی که 200 میلیون تومان در تهران پول پس انداز کرده باشد (اولین دشواری همین فرض است که در شرایط فعلی زوجی بی خانه و پشتوانه مالی احتمالا ضعیف توانسته باشد 200 میلیون تومان پس انداز کرده باشد)، با 160 میلیون وام می تواند خانه ای حدودا 90 متری در منطقه ای مناسب در تهران خرید کند. نکته اینکه بازپرداخت این وام می شود حدودا ماهیانه 2 میلیون تومان. (با فرض 15 ساله بودن و 14% نرخ بهره) این مبلغ برای خانواده ای که چنین خانه ای را در شان خود ببیند سنگین است. یعنی باید زوجینی را پیدا کنید که بیش از 3 میلیون تومان در ماه درآمد دارند و خانه ندارند.

حالا پرده آخر. یعنی قبول تبدیل به احسن کردن خانه موجود. اینجا سخن صادقانه تر شد. این وام نه برای حمایت زوجین بی خانه، بلکه برای تحریک بازار مسکن ارایه شده است. حالا هرکسی می تواند خانه ای یک میلیارد تومانی را فروخته و خانه ای دیگر بخرد، کمی پس انداز داشته و 160 میلیون تومانی هم از بانک بگیرد!

از نظر من مشکل اینجا این است که شما تقاضا را تحریک نکرده اید، بلکه هم عرضه هم تقاضا همزمان تحریک شده اند. بازار خانه هایی که از سه چهار سال پیش نوساز مانده و کلید نخورده اند، با سودای تبدیل به احسن شدن برای مالکان آنها، عرضه بیشتری پیدا می کند و نفسی تازه برای سازندگان نخواهد بود. یعنی شما در پایان این طرح شاهد افزایش درخواست مجوز ساخت بیشتری نخواهید بود.

نکته آخر:
شما باید مبلغ حداقل 40 میلیون تومان برای دریافت هر 80 میلیون تومان را یکسال در بانک سپرده کنید (فریز بدون سود) که خود این معادل 7-8 میلیون تومان ضرر است.
وام به شما بعد از دو دوره شش ماهه امکان تعلق دارد. کسی ایا می داند یکسال بعد همین روز، قیمت های مسکن به چه صورت است؟
من عرض می کنم: حداقل 10 درصد افزایش به علت حداقل نرخ تورم

شرایط پرداخت اقساط وام 80 میلیونی از زبان آقای میر محمد صادقی:

میرمحمد صادقی همچنین با اشاره به سود 14 درصدی تعلق گرفته به وام‌های دریافتی از صندوق پس‌انداز مسکن، گفت: حداکثر زمان بازپرداخت این تسهیلات 12 سال است که البته متقاضی می‌تواند در مدت کوتاه‌تری آن را برگرداند.

وی ادامه داد:‌ با درنظر گرفتن سود 14 درصد و دوره زمانی 12 ساله، قسط پرداختی برای وام 80 میلیونی در هر ماه حدود یک میلیون و 150 هزار تومان، برای وام 60 میلیونی حدود 860 هزار تومان و برای وام 40 میلیونی نیز نزدیک به 580 هزار تومان خواهد بود.

مدیرکل اعتبارات بانک مرکزی در برابر این پرسش که آیا اقساط تعیین شده برای دریافت تسهیلات 80 میلیونی برای زوج‌ها سنگین نیست؟ پاسخ داد: به هر حال این وام برای گروه‌های زیر متوسط و متوسط می‌تواند ایده‌آل باشد و به نظر نمی‌رسد که حجم قسط‌ها سنگین باشد.

یعنی ماهیانه 2.3 میلیون تومان برای 160 میلیون تومان
برای خانه ای به قیمت 240 میلیون تومان (یا بالاتر)
قطعا سنگین است جناب میرمحمد صادقی

این وام ها راهگشا نخواهند بود. قطعا تدبیری دیگر نیاز است.
ادامه مطلب

Monday, April 11, 2016

میلتون فریدمن؛ معمار بازارهای آزاد آمریکا و کاپیتالیسم

من اصلا علاقه ای به اینکه بگویم میلتون فریدمن مبدع و مبتکر کاپیتالیسم بوده ندارم، ولی در نقش تعیین کننده دو نفر در معماری بازارهای آزاد و رهایی کسب و کارهای آمریکایی از چنگال انحصارطلب دولت آمریکا (چه دولت فدرال چه دولت مرکزی) هیچ تردیدی وجود ندارد:

اول میلتون فریدمن و دوم آلن گرین اسپن

درباره میلتون فریدمن قبلا هم مطلبی نوشته بودم، درزمان فوت ایشان.

چند جمله تاثیرگذار و مهم که بنیان اعتقاد میلتون فریدمن به بازارهای آزاد بر اساس آنهاست را اینجا ذکر می کنم
(ترجمه مستقیم خودم از سایت brainyquotes)

بزرگترین دلیل زیرساختی مخالفت ها با بازارهای ازاد، عدم اعتقاد واقعی به خود آزادیست.

اگر دولت را مسئول اداره صحرا کنید، بعد از 5 سال با کمبود ماسه مواجه خواهید بود
(کسانی که با این نظر مخالفند توجهی بکنند به وضعیت آب در ایران به علت برداشت های غلط از ابهای زیرزمینی و مدیریت ناصحیح رودخانه ها و سد سازی های بی رویه در ایران در چهار دهه گذشته و نتیجه اش بحران کم آبی)

هیچ چیز موقتی تر از یک برنامه دائمی دولتی نیست

دولت ها هرگز نمی آموزند. این مردم هستند که احتمال آموختن دارند.

جهنمی ترسناک تر از یک دولت بوروکرات وجود ندارد.

بسیاری از مردم آرزو دارند دولت مصرف کنندگان را حمایت و محافظت کند، در حالیکه مساله اساسی تر محافظت مردم و مصرف کننده از شر دولت است!

راه حل های دولتی برای یک مشکل معمولا به بدی خود مشکل هستند

چیزی به نام "ناهار مجانی" وجود ندارد

کاپیتالیسم یک مولفه لازم برای دموکراسی و آزادی است، ولی یک مولفه کافی نیست.

اقتصاد آزاد، اقتصاد دولتی یا راه حل ترکیبی؟
صد البته من به عنوان کسی که با مطالعه آثار میلیتون فریدمن و بررسی آثار برنامه های مدافع بازار آزاد در پیشرفت اقتصاد آمریکا، موافقم، با تمام نظریات و تئوری های آنها موافق نیستم. کم کردن قدرت دخالت دولت ها در اداره اقتصاد از طریق مجلس و نهادهای نظارتی دیگر بر دولت بسیار مفید است ولی هیچ نسخه ای برای تمام بیماران یکسان پاسخ نمی دهد.
ادامه مطلب

Monday, February 22, 2016

بیکاری در ایران و جهان و رابطه آن با توزیع ثروت

این پست نتیجه توضیحاتی بوده که در یک جمع درباره بیکاری و ضریب جینی و محاسبه داشتم.

تعریف بیکاری:
در ایران: کسی که در یک هفته ی گذشته یک ساعت کار کرده باشد و یا کار خود را به صورت موقت (مدت نامحدود حتی) ترک کرده باشد شاغل محسوب می شود
در هند: کسی که عمده سال گذشته (منتهی به امروز) را به صورت روانی و فیزیکی توانمند بوده ولی کاری با حداقل حقوق تعریف شده نداشته است
در آمریکا: کسی که چهار هفته گذشته پیوسته به دنبال کار و شغل گشته و پیدا نکرده است
در اروپا: ; کسی که بین 15 تا 74 سال سن دارد، جهار هفته گذشته کار ثابتی نداشته و آماده است در عرض دو هفته آینده شاغل شود

یه نگاهی به آمار اقتصادی بهمن ماه از دید مرکز آمار ایران بندازید
دولت آقای روحانی کماکان در مهار تورم نقطه به نقطه و همینطور ماهانه موفق بوده
نرخ رشد اقتصادی ما با نفت و بی نفت تفاوت چندانی ندارد و هر دو هم به نسبت کشوری در حال توسعه بسیار کم است. البته این اختلاف کم خبر از کاهش وابستگی اقتصاد ما به نفت (البته آن هم بیشتر به علت تحریم ها + کاهش شدید قیمت نفت) دارد
ضریب جینی ما 36%... راستش باورش برای من سخته! به نظر من اختلاف طبقاتی در ایران بدتر شده. توزیع ثروت اصلا عادلانه نیست.
نرخ بیکاری 10.7 درصد... خوب با تعریفی که ایران از بیکاری دارد (طبق تعاریف مرکز آمار ایران، یک ساعت کار در طول هفته گذشته فرد را از آمار بیکاری خارج می نماید)

حالا اینجا یک تعارض پیش میاد:

علت توانایی دولت در کنترل و مهار تورم سیاست های شدید انقباضی بود که این سیاست ها در نرخ رشد اقتصادی و بیکاری تاثیر معکوس و منفی دارند

این چالش اقتصادی آقای روحانی است که فکر می کنم خیلی امید دارند با کمک مجلسی همراه خودشان، بتونند با کمترین ترکش های اقتصادی اونو به سرانجام برسونن

یعنی احتمالا بعد از پیروزی نسبی یا قاطع اصلاح طلبها در انتخابات، شاهد کاهش نرخ بهره و سود سپرده ها خواهیم بود
شاهد رونق بازار های مرتبط با مسکن
ادامه رونق بورس
افزایش قیمت دلار و افزایش تورم
کاهش بیکاری
ورود سرمایه گذاران خارجی
برخی سریع و برخی در بازه زمانی دو ساله

ضریب جینی:
ابتدا تعریف شاخص یا ضریب جینی:
شاخص جینی یا ضریب جینی شاخصی اقتصادی برای محاسبهٔ توزیع ثروت در میان مردم است. بالا بودن این ضریب در یک کشور معمولاً به عنوان شاخصی از بالا بودن اختلاف طبقاتی و نابرابری درآمدی در این کشور در نظر گرفته می‌شود.

محاسبه:
ببینید این ضریب کلا محاسبه پیچیده ای نداره، ولی مشکل از تعاریفی هست که دولت ها ارایه میدن
مثلا ببینید، شما می تونید شاخص جینی رو از دو سطح درآمد بالا و پایین جامعه محاسبه کنید. یک منحنی لورنز با چهار نقطه به صورت نسبتا دقیقی تهیه میشه. ولی ببینید: حداقل درآمد در ایران حدود دویست دلار هست، و تعریف بیکاری ممکن ه کسی که ماه گذشته کلاده دلار درآمد داشته را بیکار تلقی نمی کند! (چون مثلا سه ساعت کار در سه هفته گذشته کرده است)
سقف درآمدی که دولت در نظر می گیرد هم فکر کنم حدود 4 میلیون تومان است، در حالیکه چند شغلگی و دریافتی های مدیریتی و زیر میزی و اینها واقعیت های غیرقابل انکاری است.
نتیجه اینکه منحنی لورنزی که بانک مرکزی و مرکز آمار برای ایران می کشند خیلی smooth تر و مهربان تر از واقعیت خواهد بود.

نتیجه نهاییش اینه که الان با این عددی که در ایران اعلام شده، ایران از آمریکا توزیع ثروت مناسب تری داره! و همسطح ایرلند و ایتالیاست!
واقعیت اینه که به نظر من ایران هم سطح کشوری مثل برزیل هست (فکر کنم 55)
این رو نه از آمار، بلکه نهایتا از ظاهر جامعه و مشاهده عرض می کنم... یعنی حرفم اصلا علمی نیست. چون اعتمادی به آمار ارایه شده ندارم


ادامه مطلب

Wednesday, February 17, 2016

ارتباط سود سپرده های بانکی با نرخ تورم و رکود بازارهای سرمایه و کار ایران

یک منطق ساده در اقتصاد می گوید نرخ سودی که بانک ها به سپرده های مردم (که سطحی ترین نوع سرمایه گذاری باید باشد در یک جامعه پویا) باید از نرخ تورم آن جامعه کمتر باشد. به معنی دیگر، گذاشتن پول در بانک باید آخرین راه سرمایه گذاری و سپرده سازی پول نقد شما باشد. شما پولی را در بانک می گذارید که بلد نیستید با آن کار دیگری بکنید و در واقع از بانک می خواهید آنرا سرمایه گذاری نموده و یا به صورت وام در اختیار کسانی که توان و جرات سرمایه گذاری دارند وام بدهد.
ولی چرا سود سپرده بانک های ایرانی را نمی توان کمتر از نرخ تورم کرد؟!
"خطر عدم توان بازپرداخت سپرده های مردم"
این علت بالا ماندن نرخ سود بانکی است
بانک ها عمده پول خود رو سرمایه کرده اند در ملک (که راکد است) و پروژه های دولتی (که خوشبینانه ش دیر بازده است) و زیر ساخت (که بسیار دیربازده اند) و بدترین حالت: پول بانک ها در معوقه های بانکی عده محدودی انباشته و بلوکه شده است.

سود 18% برای سپرده هنوز بالاست
تازه مطمئنا بانکها راههای قبلی را برای سودهای 24-26 درصدی رو حفظ خواهند کرد
بازی "اول مرغ یا تخم مرغ" بازار مسکن رو قفل کرده است. اگر مردم پول نداشته باشند که خرید کنند بازار راکد می ماند، اگر نرخ سود ناگهان کم شود و مردم به بانک ها هجوم ببرند برای جایگزین کردن سرمایه شان در ملک، بانکها پول نخواهند داشت که بدهند.

رکود اقتصادی کنونی در ایران حاصل ترکیب سه دسته رکودِ اقتصادِ کلانی، رکودِ ساختاری و رکودِ نهادی است.

«رکود اقتصاد کلانی» رکودی است که ناشی از وجود دشواری و تنگنا در متغیرهای اقتصاد کلان است. مثلا وقتی اقتصاد به علت کمبود نقدینگی، بالا بودن نرخ سود بانکی، بالا بودن نرخ ارز، فقدا تقاضای موثر برای کالاهای تولیدی و نظایر این‌ها وارد رکود می‌شود،‌ از نوع رکود اقتصاد کلانی است.

رکود ساختاری ناشی از ناهماهنگی و عدم توازن ساختارهای اقتصادی است. مثلا وقتی چند برابر نیاز کشور در برخی صنایع سرمایه گذاری کرده و ظرفیت تولیدی ایجاد کرده ایم، اصولا تقاضایی برای محصولات آن صنایع وجود ندارد که آنان بتوانند با ظرفیت کامل تولید کنند. 

رکود نهادی، ریشه در عوامل غیر اقتصادی دارد. در واقع رکود نهادی رکودی است که نظام حقوقی و اداری به اقتصاد تحمیل می‌کند. در کشور ما نهادها، قوانین و فرایندهایی وجود دارند که اقتصاد ایران را ناتوان و سرمایه‌های آن را زمین گیر کرده اند. مثلا وقتی نظام قضایی کشور با ناکارآمدی روبه روست، و فرایند رسیدگی قضایی بسیار طولانی می‌شود بخش بزرگی از سرمایه های مردم که در نزاع ها و اختلاف ها به قوه قضاییه ارجاع می‌شود در عمل تا اتمام فرایند رسیدگی قضایی، بلوکه و از چرخه اقتصاد خارج شده است.

ادامه مطلب
 
بازنشر و نقل مطالب این وبلاگ با ذکر نام من و یا نشانی اینترنتی این وبلاگ مجاز، اخلاقی و حرفه ایست. در صورت نیاز با من تماس حاصل بفرمایید